محمد تقي جعفري

389

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

وديدنىها لازم است ، مانند دميدن در آتش كه شعله هايش را برمىانگيزد . همين طور است اسب خفته كه با ديدن جو ، به خو خو كردن مىپردازد وگربهء نشستهاى كه با ديدن گوشت حالت هجوم به خود مىگيرد . اختيار تو هم در مقابل انگيزه ها مانند شيطان به حركت در مىآيد و آن انگيزه چونان دلالى است كه پيغامى از معشوق تو ويس مىآورد وترا تحريك مىكند . از يك طرف شيطان به خلاف و گناه تحريك مىكند و از طرف ديگر ( ( 2982 ) ) آن فرشتهء خيرها بر رغم ديو عرضه دارد مىكند در دل غريو ( ( 2983 ) ) تا بجنبد اختيار خير تو زان كه پيش از عرضه خفت است اين دو خو ( 1 ) پس هجوم الهامهاى ربانى ووسوسه هاى شيطانى به درون تو موجب اختيار خير يا شر مىگردد . به همين جهت است كه در موقع سلام آخرين و يا سلام دومين در تشهد به فرشتگان سلام مىفرستى ، وهنگامى كه به گناهى مرتكب مىشوى ، در موقع بروز ندامت به شيطان كه ترا منحرف كرده است ، لعنت مىفرستى . اين دو عامل متضاد كه هر يك به طور پوشيده مقتضاى خود را به تو عرضه مىدارند در نظر بگير و در آن هنگام كه پرده برداشته شود ، تو عوامل ومقتضيات آنها را با عين اليقين خواهى ديد . هر يك از آن عوامل موقعى كه سخن خود را بگويند ، تو آنها را خواهى شناخت . شيطان مطرود مىگويد : اى اسير طبيعت حيوانى واى گرفتار بدن مادى ، من كى ترا به معصيت اجبار كردم من معصيت را به تو مىآراستم ووسواس در درونت مىانداختم . فرشته هم

--> ( 1 ) جلال الدين هر يك از انگيزهء شيطانى وفرشتهاى را به تنهايى انگيزهء اختيار معرفى مىكند ، در صورتى كه اختيار پديدهاى است كه در موقع قرار گرفتن انسان در مقابل دو انگيزهء مزبور به وجود مىآيد . . تبصره - مقصود از مصرع دوم بيت دوم ( زان كه پيش از عرضه خفتست اين دو خو ) خوى نفسانى وروحانى با انگيزهء شيطانى وانگيزهء فرشتهاى ورحمانى است . .